دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
329
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ازبك « 1 » به تاريخ 997 / 9 - 1588 و نامه ديگرى به تاريخ نيمه نخست سده هفدهم بين اسد افندى مفتى عثمانى و همقطاران ايرانى وى « 2 » - مىتوان به فرضيات بنيادى چندى دست يافت . يكى از ويژگيهاى نظريات شيعيان هنوز محكومسازى سه خليفه نخستين بود كه بهرحال در نامه علماى مشهد نه به گونه مذهبى بلكه به صورت يك اصل سياسى و كاملا جدا از تنفر شرعى تأييد و به حساب « اعمال شيعيان عامى و غافل » گذاشته شده است . اين مباحثه منحصر به حوزه فعاليت سه خليفه و طبيعتا عايشه ، شده و اعمال على ( ع ) بطور كلى جزو اشتباهات مذهبى به حساب نيامده است . اين اعمال صرفا از آن نوع گناهان قانونى برشمرده شده كه گروههاى مجرم مىتوانند عليه اعضاى امت اتخاذ كنند . در مورد جناح ديگر ، علاوه بر اتهام لعن و نفرين ( كه چنانچه ديديم عكسالعمل تدافعى هم بدنبال داشت ) فقط در نامه عثمانيان فهرست مفصلى از اين اتهامات ذكر شده كه نه شامل حال شيعيان ، بلكه بطوركلى قزلباشان ايرانست ؛ اين اختلاف بر اين محورها متمركز است : تراشيدن سبيل و ريش ، بهرهگيرى نامتعارف از لباس سبز ، شرب خمر ، بىبندوبارى جنسى و غيره . صرفنظر از امكان اينكه اين مسائل معمولا در گرايشهاى بدعتگذارانه رواج داشت ، در مباحثاتى پيش كشيده شده كه بيشتر مباحثات قانونى و حقوقى بود تا رد اصول مذهبى و الهى ؛ داعيههاى سياسى و مذهبى كه پيشتر در مورد ابو بكر و على ( ع ) بهعنوان نخستين مسلمانان و عمر قهرمان دين اسلام و عثمان كاتب قرآن وجود داشت ، مطرح شده است . اتهامات قاطعى كه به طبقه اختلافات سياسى تعلق داشت به شاهان صفوى مربوط مىشد . بالعكس ، سنيان بيشتر به مسأله « امام معصوم » تأكيد داشتند و درحاليكه در نامه به طهماسپ هنوز ترديدهايى درخصوص شجره سيادت وى وجود داشته ، در مباحثات بعدى ازبكان ظاهرا سنيان اسلاف او و دوازده امام را پذيرفتهاند ، اينكه اسلاف او و دوازده امام ضامن سنت و جماعت واقعى هستند . دوازده امام هميشه در گرايشهاى ايمانى اهل تسنن مخصوصا در ادوار قبل و بعد از صفوى جايگاهى داشتند ( مورد خنجى را مىتوان بهعنوان نمونه ارائه داد ) ولى به نظر مىرسد كه صفويان در نظر سنيان مخصوصا پس از دخالتهاى قزلباشان ، « خزان ائمه » شدهاند چنانچه به مسيحيان نيز « خران مسيح » اطلاق مىشده و اين اطلاق در متن خود نوعى محمل قدسى هم داشته است . در اين مرحله آن تعصب سياسى كه يك زمانى شروع شده بود ، فروكش كرد و تماس بين دو شاخه مهم اسلامى امكانپذيرتر شد و اين بر اثر شناسائى كامل بعضى از نكات مورد اختلاف و پذيرش آن از هر دوطرف بود ، و درعينحال ثمرات پختهتر و اصيل تفكر شيعى ايرانى عصر
--> ( 1 ) - امورتّى ، " Una Polemica " . ( 2 ) - مورتمان ، " Snnitisch - Schiitische Polemik " .